مراد على شمس

367

با علامه در الميزان ( فارسى )

پ * پرسش س 348 - خداوند متعال در آيهء : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ » « 1 » پرسش از چه امورى را نهى فرموده است ؟ ج - جواب آن است كه در آيهء بعديش يعنى « قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ ، گروهى سؤال كرده‌اند پيش از شما از آنها و آنگاه صبح كردند در حالى كه به آن كافر شدند » « 2 » و همچنين جملهء « وَ إِنْ تَسْئَلُوا » دلالت دارد بر اينكه سؤالات ، سؤالاتى بوده مربوط به خرده‌ريزهاى احكام دين ، و چيزهايى كه تفحص و كاوش در آنها جز دشواركردن دين و سنگين‌كردن بار تكليف نتيجه ديگرى ندارد ، مانند سؤالاتى كه بنى اسرائيل دربارهء خصوصيات گاوى كه مأمور به ذبح آن شده بودند مىكردند ، و درنتيجه اينقدر آن گاو را محدود و مشخص كردند تا منحصر شد به يك گاو ، و مجبور شدند به قيمت گزافى خريدارى كنند . مقصود از اشياء همين مطالب است نه امور غيبى . آيهء شريفه گرچه از قومى كه قبل از اسلام در اثر اين گونه سؤالات كافر شدند اسمى نبرده ، و معلوم نكرده كه آنها چه كسانى و امت چه پيغمبرى بوده‌اند ، و ليكن داستانهائى در قرآن كريم هست كه مىتوان آن را با اقوامى تطبيق نمود ، مانند داستان مائده كه از داستانهاى ملت نصارا است و همچنين داستانهاى ديگرى از قوم موسى عليه السّلام و ديگران . « 3 »

--> ( 1 ) . سوره مائده ، آيه 101 . ( 2 ) . سوره مائده ، آيه 102 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 224 و 225 [ با تصرّف ]